زل زدن به بیمار سوخته ممنوع

‍ زُل زدن مایه ی آزار است زُل نزنیم ؛ به زن چاق توی پراید ، به النگوهای طلایی ردیف توی دستش . به زن و شوهری که توی خیابان بحث می کنند ، به مرد دست و پا شکسته ی عصا به دست ، به ویلچرنشینش حتا؛با ماسک و بی ماسک . به دختری که با علاقه به گربه های کثیف و لاغر مردنی توی خیابان غذا می دهد ، به زنی که روی نیمکت پارک تنها نشسته و آرام اشک می ریزد . به بچه ی مریض ، به آدم علیل ، به زیپ باز پیرمرد ، به دست لرزان و چروکیده ی پیرزن ، به دخترک ژنده پوش فال فروش ، به جوان شیک روزنامه فروش ؛ زل نزنیم به آدم های ِتا مغز ِ استخوان خیسِ بدون چتر ؛ به زن و شوهر با اختلاف سنی زیاد ، که دست همدیگر را گرفته اند و راه
می روند ، به دوست داشتنشان ..
زل نزنیم به درز پاره ی لباس ، به صورت سوخته و پوست جمع شده ، به زن زیبا ، به مرد زشت ، به زنی که دوربین به دست از زمین و زمان عکس می گیرد ، به تنهاییِ زنی که برای خودش گُل میخرد؛ به مردی که راه می رود و زیر لب با خودش حرف می زند . به گدا ، به دیوانه ؛ به دیوانه ها هم زل نزنیم ، بگذاریم آرام برای خودشان لبخند بزنند ، بخندند. بگذاریم آنکه دلش گرفته و اشک میریزد هم با خیال راحت گریه کند ، زل نزنیم ، زل زدن مایه ی آزار است . کاش مجلس قانونی وضع می کرد و زُل زدن را جرم اعلام می کرد .
کاش سر در هر مدرسه ایی می نوشتند :
وای بر زُل زنندگان …

IMG_20161122_180557